با شروع ایام محرم ،فرصت خوبی پیش آمده تا فرزندانمان را با امام حسین«ع» و خلقیات ایشان آشنا کنیم. حتما شنیده ایم که باید حسینی باشیم و فرزندانمان را حسینی بار بیاوریم ،اما چگونه؟! یکی از روش ها تعریف کردن داستان های زندگی ایشان برای کودکمان است. خوب ما امروز یک داستان از کودکی امام حسن(ع) و امام حسین (ع) آوردیم:
روزی امام حسن وامام حسین (ع) مشغول بازی بودند. که ناگهان متوجه شدند پیر مردی که آن نزدیکی مشغول وضو گرفتن است،دارد اشتباه وضو می گیرد.
امامان خوب ما که این صحنه را دیدند، با همدیگر گفتند که ما حتما باید به پیرمرد نشان دهیم که اشتباه وضو می گیرد، اما آخر سن او خیلی زیاد است و ما کودکیم ،اگر ناراحت بشود چه؟ اگر بگوید بروید بچه ها دنبال بازی تان چه؟
تا این که با هم مشورت کردند و یک راه حل پیدا کردند: آن ها تصمیم گرفتند تا با هم الکی جر و بحث کنند ، و بعد وضو گرفتن را نشان پیرمرد دهند.
در نهایت این طور شد که ، امام حسن و امام حسین رفتند نزدیک پیرمرد تا وضو بگیرند ، امام حسن به امام حسین گفت:من از تو بهتر وضو می گیرم.
امام حسین به امام حسن گفت: نه خیر من از تو بهتر وضو می گیرم . و بعد به پیر مرد گفتند اصلا شما به وضو گرفتن ما نگاه کنید و قضاوت کنید. و بعد هردو به طرز صحیحی وضو گرفتند،پیرمرد هم که وضو گرفتن آن ها را دید متوجه اشتباهش شد، و به آن ها گفت :فرزندانم ،آفرین به شما ،وضو ی هردو ی شما درست بود،و من با این سن و سالم از شما طرز درست وضو گرفتن رو یاد گرفتم.
و در دلش از این همه هوش و احترامی که این دو بزرگوار در کودکی شان به خرج دادند آن ها را تحسین می کرد.
(در اینجا می توانیم برای تاثیر بیشتر در کودکان از آن ها سوال بپرسیم،مثلا بپرسیم اگر تو جای امام حسن و امام حسین بودی چی کار می کردی؟
،حتی این پرسش را می توان در میانه ی تعریف کردن داستان پرسید.)
موضوعات مرتبط: چگونه آموزش دهیم ، تربیت در اسلام
برچسبها: داستان کودکانه , داستان مذهبی , وضو , امام
